• رضا علی محسنی
توسعه و تکنولوژی توسعه ای

  • درج شده توسط  مدیر سایت

توسعه و تکنولوژی توسعه ای: ابعاد جامعه شناختی و آسیب شناختی تکنولوژی در جوامع در حال توسعه

 مقدمه

دستیابی به وضعیت مطلوب توسعه یافتگی‏ هدف اساسی برنامه‏ریزان و سیاست گذاران هر جامعه است که در سطوح محلی،منطقه‏ای و ملی به اجرا گذاشته می‏شود.

توسعه با شاخصهای متعددی در ارتباط است و

توسعهء تکنولوژی از ابزارهای اساسی و مؤثر دستیابی به توسعه است.توسعه و گسترش‏ امکانات بهداشتی،درمانی،رفاهی،آموزشی، ارتباطی،امنیتی و غیره با دستاوردهای‏ تکنولوژیکی قابل تصور و تحقق می‏باشد.

قناعت به سطح نازل علمی و تکنیکی یعنی‏ دست شستن از همهء تسهیلات و خدماتی که جهان‏ امروز با آن خو گرفته است.اگر توسعه هدف‏ جامعه باشد جز با یک تحوّل اساسی،یک جهش و یک تغییر بنیادی در وضعیت تکنولوژیکی نمی‏توان‏ آن را متحقق ساخت.دستیابی به پیشرفت‏های‏ مختلف در زمینهء تکنولوژی،امکانات بالقّوهء عظیمی را برای همهء کشورها بویژه برای‏ کشورهای در حال توسعه نوید می‏دهد و در بردارندهء امیدهای غیر منتظره‏ای است.

کشورهایی که نتوانند به فراوانی از این‏ تکنولوژی‏ها بهره‏مند شوند در خطر آنند که در قیاس با سایر ممالک جهان در حاشیه قرار گیرند و مردم آنها از جریان اصلی حیات سیاسی،اقتصادی‏ و فرهنگی جدا بمانند.بنابراین لازم است همهء موانعی را که در راه دستیابی افراد و ملتها به‏ تکنولوژی اعم از تکنولوژی اطلاعاتی،آموزشی، فنی و غیره وجود دارد از میان برداشته شود و همچنین از دنباله‏روی‏ها و تحریف‏هایی که شأن و استقلال ملت‏ها را مخدوش می‏سازد جدا اجتناب‏ شود.

بیشتر کشورهای در حال توسعه از نظر تکنولوژی مخلوط عجیبی از مدرن و سنّتی را به‏ نمایش می‏گذارند بطوری که امروزه درصد قابل‏ توجهی از مردم این کشورها در بخشهای مختلف‏ زندگی،خصوصا در بخش کشاورزی از ابزارها و تکنولوژی‏های قدیمی و ابتدایی استفاده می‏کنند. در کتاب مبانی جامعه شناسی علم آمده است: اقتصاد این کشورها را می‏توان به دو بخش تقسیم‏ کرد:اقتصاد سنّتی و اقتصاد نو.

اقتصاد سنّتی اساسا به جامعهء کشاورزی یا نیمه‏ کشاورزی تعلق دارد و کما بیش به همان روالی‏ است که از سالیان گذشته وجود داشته است؛ وسایل و فنون همان‏ها هستند و بهره‏وری در سطح‏ نازلی است.در مقابل،در اقتصاد نو از وسایل،فنون‏ و الگوهای سازمانی استفاده می‏شود که بخش اعظم‏ آنها از جامعه‏های صنعتی به عاریت گرفته شده‏ است؛عناصری که غالبا حالت خیلی پیشرفته یا بسیار تخصصی دارند.چنین جامعه‏ای در رابطه با شرایط حاکم بر اقتصاد دنیا موقعیتی بسیار آسیب پذیر دارد و بویژه نوآوری‏های تکنولوژی‏ می‏تواند چنین کشوری را با شرایط دشواری روبرو سازد.(محسنی،1372:ص 161).

باید به این اصل اساسی توجه داشت که‏ تکنولوژی به تنهایی قادر به رشد و توسعهء یک کشور نیست بلکه در صورتی که شرایط لازم برای‏ به کارگیری آن و بخصوص رعایت تناسب لازم از حیث انطباق با محیطی که باید در آن به کار گرفته‏ شود فراهم نیاید بی‏تردید زیانهای آن بیش از منافعش خواهد بود.البته باید توجه داشت که‏ الگوی توسعهء کشورهای توسعه یافته با آنچه باید در کشورهای در حال توسعه یافته با آنچه باید در کشورهای در حال توسعه در نظر گرفته شود کاملا متفاوت است.در یک کشور در حال توسعه در برنامه‏ریزی توسعهء کلان،حذف فقر اجتماعی، تأمین حداقل نیازهای زندگی برای همه،ریشه‏ کردن گرسنگی،همگانی،ساختن سواد آموزی و غیره می‏تواند جزو اهداف اصلی توسعه باشد و لذا ابزار لازم برای رسیدن به این اهداف نیز باید متناسب با آن انتخاب گردد.باید اضافه نمود که‏ تکنولوژی در ایجاد جهانی بسیار پیچیده با مسائل‏ متعدّد و نو دست داشته است؛مسائلی که زمانی یا اصلا وجود نداشته یا حل نشدنی بوده است.با این‏ مسائل(مانند کنترل آلودگی هوا)اغلب باید از طریق کاربرد تکنولوژی یا توسعهء تکنولوژی‏ جدید مقابله کرد.این بدان معنی است که با چیزی‏ به حل مشکلات پرداخته‏ایم که خود در وهلهء نخست باعث بروز مشکلات شده است. به کارگیری تکنولوژی برای حل مشکلات، مردم،صنعتی شدن مشکل بقا را از جهتی حل کرده‏ ولی همان مشکل را با آلوده کردن محیط زیست از
نو زنده کرده است.

از سوی دیگر باید ساخت و بافت تولیدی، اقتصادی و اجتماعی را متحوّل و جایگاه تکنولوژی‏ را در رابطه با تولید دگرگون کرد.به بیان دیگر باید دو اقدام اساسی مهم و مربوط به هم را همزمان انجام‏ داد:

برنامه‏ریزی توسعهء اقتصادی-اجتماعی‏ برنامه‏ریزی علمی-تکنولوژیکی‏ برنامه ریزی تکنولوژیکی موکول به‏ روشن شدن نیازها و اهداف پیش‏بینی شده در توسعهء کلان اقتصادی-اجتماعی است و بدین لحاظ نسبت به آن تأخر دارد.(توکل 1375: ص 18).

از آنجا که کشورهای در حال توسعه از نظر زمان،منابع طبیعی،نیروی انسانی،نیروی مدیریتی، توان علمی و سرمایه محدودیت دارند و اینها همه‏ عواملی است که مورد نیاز انباشت تکنولوژی‏ است،این کشورها باید نخست بر حسب‏ اولویت‏های توسعه،محدودیتها و نیازهای کنونی و چشم‏انداز آینده دست به انتخاب بخشهای صنعتی‏ بزنند و سپس با توجّه به استعدادها و ظرفیتها، تکنولوژی مناسب را جذب و مبتکرانه به کار گیرند.پیشاپیش روشن استکه واردات‏ تکنولوژی مناسب را جذب و مبتکرانه به کار گیرند.پیشاپیش روشن است که واردات‏ تکنولوژی در نخستین مراحل آن به تولید کالاهای‏ مصرفی کمک می‏کند و سپس با پیشرفت صنعتی، تکنولوژی در خدمت تولید کالاهای واسطه‏ای و سرمایه‏ای قرار می‏گیرد و نهایتا به تولید محصولات‏ جدید کمک می‏کند.

کشورهای در حال توسعه باید درصدد اخذ و انتقال تکنولوژی مناسب باشند؛تکنولوژی که‏ متناسب با بافت اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی‏ جامعه باشد.همچنین این کشوزها باید درصدد انتقال دانش باشند چراکه انتقال تکنولوژی بدون‏ انتقال دانش آن کاربرد ندارد و بعضا زیانهایی هم‏ به دنبال دراد.همانطور که عبدالسلام می‏نویسد: برای کارایی دراز مدت،انتقال تکنولوژی همیشه‏ باید همراه با انتقال علم باشد.علم امروز تکنولوژی‏ فرداست.(عبد السلام،1368،ص 35).
اهمیّت و کاربرد تکنولوژی

بحث در مورد تکنولوژی،اهمیّت ونقش آن در رشد و پیشرفت اقتصادی امروزه یکی از مباحث‏ اساسی و مهم اقتصاد بین‏الملل و توسعهء اقتصادی‏ است و این حقیقت که تکنولوژی در فرایند رشد اقتصادی نقش تعیین کننده‏ای دارد مورد تردید هیچ کس نیست و همگان بر آن تأکیدء می‏ورزند.

به نظر می‏رسد که نخستین وظیفهء تکنولوژی‏ عبارت است از سبک کردن باری که آدمی باید برای‏ زنده ماندن و پرورش قوای درونی خود به دوش‏ کشد.ظاهرا تکنولوژی گونه‏هایی از کار را به‏ شکل چشمگیری کاهش می‏دهد در حالی که سایر انواع آن را افزایش می‏بخشد.

ماشینی شدن فعّالیتهای انسانی در همهء زمینه‏های‏ نیروی محرّکهء فوق العاده پویایی برای ایجاد اشتغال، ارتقاء سطح زندگی،تحوّل تشکیلات اقتصادی- اجتماعی و سرانجام همهء شئون جامعه فراهم‏ می‏سازد.در صورتی که بتوان به این مهم دست‏ یافت و آن را مورد استفاده قرار داد منبع عتلا،تحوّل‏ و ترقی شایان توجّهی به نفع انسان است.الوین تافلر می‏نویسد:موج دوم(انقلاب صنعتی)تکنولوژی را به جهتی کاملا نو سوق داد.ماشینهای برقی و مکانیکی عظیم، قطعات متحرّک،پیچ و مهره‏ها همه‏ و همه محیط اطراف را به هیاهو کشانید.این‏ ماشینهای جدید نقشی بیش از تقویت نیروی‏ عضلانی انسان ایفا کردند.تمدّن صنعتی به‏ تکنولوژی اعضای حسّی اعطا کرد.ماشینهایی‏ خلق کرد که قادر به شنیدن،دیدن لمس کردن آن‏ هم با دقت و صحتی بیش از انسان بودند.(تافلر،1368:ص 37).

با گسترش تکنولوژی تولید و مدیریت و سازماندهی در سراسر پهنهء گیتی،با سیستم گردش‏ شدید محصولات و نقل و انتقال مردم و پیشرفتهای‏ سریع در زمینهء ارتباطات،با پیشرفتهای چشمگیر در امر داده پردازی(DATA PROCESSING)،با گسترش پیامهای مربوط به رسانه‏های خبری و غیره شبکه‏های ارتباطی به فراوانی در سراسر جهان پدیدار گشته و توسعه یافته است.مردم به نجو روز افزونی در زندگی روزمرهء خود با فرهنگهای‏ متنوّع دیگری رو به رو می‏شوند و به دنبال آن، ارزش‏ها و بینش‏های متفاوتی را کشف می‏کنند و بدان وسیله با چهره‏های متعدّد و جوامع بشری‏ گوناگون آشنا می‏شوند.

اهمیّت تحقیق در باب تکنولوژی و توسعه

بیشتر کشورهای در حال توسعه(معروف به‏ جهان سوم)درصدد دستیابی به تکنولوژی‏های روز دنیا هستند ولی تجربه نشان داده است که عمدتا در دستیابی به تکنولوژی و انتقال تکنولوژی ناموفق یا از ضریب موفقیّت کمتری برخوردار بوده‏اند.از همین‏ جا شناخت قانونمندیها و علل ناکامی در توسعهء تکنولوژیکی،عومل مؤثر بر توسعهء تکنولوژی، چگونگی انتقال آن،ویژگیهای تکنولوژی‏های‏ مناسب،تعیین نوع تکنولوژی،و ارائهء راه‏حلهای‏ اساسی در خصوص رشد و توسعهء تکنولوژی در جوامع در حال توسعه،ضرورت خود را نمایان‏ می‏سازد.تحقیق حاضر در پی پاسخ‏دهی به‏ پرسشهایی است که عمدتا کشورهای در حال توسعه‏ با آن مواجه‏اند.

-آیا توسعهء اقتصادی-اجتماعی با تکنولوژی و رشد آن ملازمه دارد؟

-چرا کشورهای در حال توسعه در عرصهء تکنولوژی عمدتا ناموفق بوده‏اند؟

-آیا صنعتی شدن به معنی دستیابی به سطح بالایی‏ از تکنولوژی است؟

-کشورهای در حال توسعه به چه نوع تکنولوژی‏ (از نظر بعد،اندازه و نوع)احتیاج دارند؟

-پیامدهای تکنولوژی در جامعه کدامند؟

-تحت چه شرایطی تکنولوژی وابستگی کشور را بیشتر می‏کند؟

-تکنولوژی مناسب در جوامع در حال توسعه باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟
مفاهیم اساسی

هر کشور برای دستیابی به توسعه تلاش می‏کند زیرا توسعه هدفی است که اکثر مردم آن را ضروری‏ می‏دانند.پیشرفت اقتصادی(توسعهء اقتصادی)یکی‏ از ارکان مهم توسعه است ولی تنها عامل نیست. توسعه مفهومی است چند بعدی و علاوه بر جنبهء مادی و پولی زندگی مردم سایر جنبه‏ها را نیز دربر می‏گیرد که مستلزم تجدید سازمان و جهت گیری مجدّد مجموعهء نظام اقتصادی و اجتماعی کشور است.

تودارو می‏نویسد:توسعه علاوه بر بهبود وضع‏ درآمدها و تولید،آشکارا متضمن تغییرات بنیادی در ساختمانهای نهادی،اجتماعی و واداری و نیز طرز تلقی عامه و در بیشتر موارد حتی آداب و روسوم و اعتقادات است.(تودارو،1368:ص 115).

هرچند معمولا توسعه در چارچوبی ملّی رقم‏ زده می‏شود ولی تحصص وسیع آن می‏تواند موجب‏ اصلاحات اساسی در نظام اجتماعی و اقتصادی‏ بین‏المللی شود.

گاهی توسعه را به معنی پیشرفت و تعالی‏ دانسته‏اند.گاهی به معنی آزادی،ایجاد شغل،رفع فقر ومحرومیت و گاه حتی آن را به رهایی از وابستگی و غیره هم معنی کرده‏اند.(عظیمی،1376،ص 10).

در توسعهء یک مجموعه تغییر تمدّنی ایجاد می‏شود و تعریف توسعه اشاره دارد به تغییر تمدّن‏ دیگر،توسعه چیزی جز تغییر دورانی به دوران دیگر نیست.(عظیمی،1376:ص 11).

توسعه اگرچه یک پدیدهء عینی اقتصادی- اجتماعی است ولی برخلاف رشد امری پیچیده و چند بعدی است که نمی‏توان آن را به سادگی با شاخص‏های کمّی نظیر درآمد سرانه،ازدیاد پس‏انداز و سرمایه‏گذاری و انتقال تکنولوژی‏ پیشرفته از جوامع صنعتی مدرن به کشورهای جهان‏ سوم اندازه‏گیری کرد چرا که گذشته از بهبود وضع‏ اقتصادی و ترّقی سطح تکنولوژی و ازدیاد ثروت ملّی‏ بایستی تغییرات اساسی کیفی در ساخت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جاعه نیز پدید آید.توسعه‏ فرایندی از تغییر و دگرگونی است که نه تنها بر زمینهء اقتصادی بلکه بر سیستم اجتماعی،سازمان سیاسی‏ و بالاخره ضوابطی هم که رفتارهای انسانی را در جامعه رهبری می‏کند اثر می‏گذارد.(نراقی، 1370:ص 31).

دکتر میسرا در این زمینه می‏نویسد:هدف از توسعه ایجاد زندگی پرثمری است که توسط فرهنگ تعریف می‏شود.بنابراین توسعه دستیابی‏ فزایندهء انسان به ارزشهای فرهنگی است(میسرا، 1366:ص 6.توسعهء مستقل چنان دگرگونی‏ اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،کمّی،کیفی‏ و مادی و معنوی جامعه است که ضمن قطع‏ وابستگی‏های گوناگون به خارج،جریان خروج و فرار سرمایه‏ها و مغزها را از کشور به جریان انباشت‏ سرمایه(بویژه صنعتی)و مغز(بویژه تولید کنندهء دانش
و فن)در داخل تبدیل کند و کشور را در جرگهء کشورهای توسعهء یافتهء جهان قرار دهد.(رزاقی، 1369:ص 27).

از دیدگاه زیست محیطی می‏توان توسعه را اینگونه تعریف نمود:توسعه حرکت متوازن، سنجیده و متعادل هر پدیده است در جهت سلامت‏ محیط زیست و مقابلهء معقول با افزایش جمعیّت‏ (AVIGIT.1982:P.68)پل هریسون(1988:P.343 HARRISON)چهار نوع استراتژی را برای دستیابی‏ به توسعه الزامی می‏داند که عبارتند از:

1-فقرزدایی‏ 2-مشارکت مطلوب‏ 3-همکاری‏ 4-احترام به طبیعت‏ بطور خلاصه توسعه عبارت است از حرکتی پویا و مستمر در جهت افزایش توانایی‏ها به منظور رفع‏ نیاز مادی و معنوی و از طریق توازن ساختارها و بهبود هماهنگ نهادهای اجتماعی و اقتصادی با بهره‏برداری بهینه از امکانات و قابلیتها که جامعه را در مسیر رشد و توسعه قرار می‏دهد.(محسنی،1371: ص 8).

توسعه در همهء جوامع باید دستکم در برگیرندهء چهار حوزهء زیر باشد:

الف)توسعهء اقتصادی‏ ب)توسعهء سیاسی‏ ج)توسعهء اجتماعی‏ د)توسعهء فرهنگی‏ توسعهء اقتصادی عبارت است از فرایندی که طی‏ آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دراز مدت‏ افزایش می‏یابد.دکتر عظیمی در تعریف و توضیح‏ توسعهء اقتصادی می‏نویسد:توسعهء اقتصادی‏ فرایندی است که طی آن ظرفیت‏های تولیدی یک‏ جامعه با تکیه بر گسترش،به کارگیری و درونزا نمودن دستاوردهای مدرن علمی-فنی افزایش‏ می‏یابد.لذا مشخص است که توسعهء اقتصادی‏ پدیده‏ای است که در اصل متّکی بر تفاوتهای اساسی‏ بین جوامع در حال توسعه و به کارگیری علوم و فنون‏ مدرن در فرایندهای اقتصادی است.به عبارت دیگر، توسعهء اقتصادی مفهومی است که در اساس بیان کنندهء سطح علم و فن در یک جامعه است.در عین حال در اصطلاح توسعهء اقتصادی تکیه بر وجوه اقتصادی‏ است.لذا آثار اقتصادی عمدهء به کارگیری علم و فن‏ در یک جامعه که همان گسترش ظرفیتهای تولیدی‏ است در تعیین و تعریف این مفهوم مورد توجّه و عنایت قرار می‏گیرد.(عظیمی،1368:ص 50).

اکثر علمای اجتماعی،توسعهء سیاسی را به منزلهء فراگردی فرض می‏کنند که نه تنها نوسازی نظام‏ سیاسی بلکه تغییر خط مشی‏ها و ملت سازی را نیز شامل می‏شود.در واقع اهداف توسعهء سیاسی چنان‏ دامنه‏دار است که از طریق دموکراسی،برابری،ثبات، مشروعیّت،مشارکت،بسیج،نهادی کردن، همبستگی،عدالت،آزادی و غیره شناسایی‏ می‏گردد.

توسعه شامل تغییرات فرهنگی نیز هست ولی نه‏ هر تغییری در بخش فرهنگ جامعه،چرا که بسیاری‏ از کارشناسان عقیده دارند توسعه به معنی نابود کردن‏ هویّت فرهنگی نیست بلکه بر عکس در جهت حفظ آن است.منظور از توسعهء فرهنگی تحوّل فرهنگ از یک مرحله(دوران)به مرحلهء(دوران)دیگر است که از طریق افزایش سطح سواد جامعه،ارتقا سطح‏ فرهنگ عمومی،افزایش تیراژ کتابها،روزنامه‏ها، مجلات و غیره شناسایی می‏گردد.

توسعهء اجتماعی نیز نشان از توسعهء چشمگیر در بخشها و شاخصهای اجتماعی جامعه نظیر اشتغال، بهداشت،درمان،تغذیه،مسکن و غیره دارد.

بعضی از شاخصهای ریز توسعه از این قرارند: اشتغال بالای جامعه‏ افزایش تولید ناخالص ملّی‏ افزایش سطح درآمد ارتقاء سطح فرهنگ عمومی‏ افزایش شاخص سوادآموزی‏ نیروی انسانی ماهر توجّه به تحقیقات و پژوهش‏های علمی و تکنولوژیک
تکنولوژی مناسب‏ جمعیّت متناسب‏ ارتقاء سطح بهره‏وری‏ گسترش سیستم خدمات بهداشتی و درمانی‏ کارآمد بودن دولت‏ها خودکفایی اقتصادی‏ آزادی‏ عدالت اجتماعی‏ مشارکت سیاسی-اجتماعی مردم‏ از آنجا که تکنولوژی در مفهوم عام آن یکی از شاخص‏های اساسی توسعه و ابزار مناسب به‏ منظور تحقق اهداف توسعهء اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی است.در اینجا به بحث و بررسی پیرامون‏ نقش،اهمیّت و تأثیر تکنولوژی در فرایند و تحقق یابی اهداف توسعه می‏پردازیم.
تکنولوژی و اجزای آن

تکنولوژی معمولا به دانش تولید و کاربرد ماشین و تجهیزات سرمایه‏ای گفته می‏شود یا به صورت جامع‏تر تکنولوژی عبارت است از تمام‏ مهارتها،دانش‏ها و روندهای تولید،استفاده و انجام‏ کارهای مفید برای ارتقای زندگی جامعهء بشری. (قره باغیان،1371:ص 849)گالبرایت‏ (GALBRAITH)تکنولوژی را کاربرد سیستماتیک‏ دانش علمی به منظور امور عملی تعریف می‏کند. (BENO,1971:P.2)

تکنولوژی به عنوان زیر بنای صنعت عبارت‏ است از بخشی از فرهنگ جامعه مشتمل بر دانش ابزاری برای به وجود آوردن محیط فیزیکی، جهت نیل به اهداف مورد نظر.بالاترین جنبهء تکنولوژی مدرن عبارت است از کاربرد دانش‏ علمی به منظور بهبود و ارتقاء سطح زندگی. (شیخی،1369:ص 115).بدین ترتیب می‏توان‏ تکنولوژی را دانش و مهارتهای لازم برای تولید کالا و خدمات که حاصل قدرت فکری و شناخت انسان‏ و ترکیب قوانین موجود در طبیعت می‏باشد تعریف‏ نمود.

عوامل چندی در تکوین تکنولوژیها نقش دارند که اعم آنها عبارت است از:

1-سطح سواد جمعیّت کشور؛

2-سطح بودجهء تحقیقاتی کشور بر حسب‏ درصد بودجهء تحقیقاتی کل کشور به درآمد ناخالص ملّی؛

3-سهم ارزش افزودهء صنایع سنگین که عمدتا صنایع سرمایه‏ای می‏باشند به ارزش افزودهء کل‏ صنایع؛

4-سطح آموزش عالی کشور بر حسب درصد تعداد دانشجویان آموزش عالی به کل جمعیّت‏ کشور؛

5-سطح علیم کشور یعنی نسبت تعداد پژهندگان در هر ده هزار نفر.(عبّاس پور،1366: ص 212).

تکنولوژی که شناخت علمی تجربه شده است‏ مرکّب از سه عامل به هم پیوسته است:

1-کتب،نوشته‏ها و مدارک علمی نگارش شده‏ یا علم مکتوب یا دانش ثبت شده؛

2-علم متبلور شده در ابزار(ماشین آلات و تجهیزات)؛

3-علم متبلور شده در دست و فکر انسان. (شهیدی،1371:ص 11).

باید اشاره نمود که تکنولوژی تنها در صنعت‏ خلاصه نمی‏شود.به عبارت دیگر،کشور با انتقال‏ صنایع صاحب تکنولوژی به مفهوم درست کلمه‏ نمی‏شود چرا که تکنولوژی دارای ابعاد و اجزای‏ مختلفی است که بایستی برای اخذ تمامی آنها اقدام‏ نمود.

اجزای تشکیل دهندهء تکنولوژی عبارت است‏ از:

1-اطلاعات تکنولوژی؛

2-تحقیق و توسعه؛

3-طراحی و مهندسی؛

4-ساخت ابزار و ماشین آلات؛

5-احداث تأسیسات صنعتی و واحدهای‏ تولیدی؛

6-بهره‏برداری و نگهداری تأسیسات صنعتی، واحدهای تولیدی؛

7-ذخیره‏سازی،حمل و نقل،مدیریت،توزیع و فروش محصولات؛

اجزای تکنولوژی که قابل انتقال می‏باشد عبارت است از:

تجهیزات و کالاهای واسطه‏ای؛ حق امتیازها؛
اختراعات؛ مدلهای بهره‏برداری؛ طراحی صنعتی و علائم تجاری؛ اطلاعات و دانش فنی؛ نقشه‏ها و طرحها.(عباسپور،1366: ص 215).
صنعتی شدن

صنعتی کردن عبارت است از قدرت یک دسته‏ از افراد برای تجدید ساختار همهء جانبهء اقتصادی و اجتماعی با استفاده از ماشین به منظور افزایش‏ فزایندهء توان فردی و سیر کاهندهء هزینه به قصد دستیابی به اهدافی که برایشان سودمند است.

در یک تعریف جامع،صنعتی کردن عبارت‏ است ا:

1-وضعیتی از تولید در حال ماشینی شدن بطور منظّم و به کمک ابزارهای خودکار.

2-استفاده از ماشین که مستلزم تجدید ساختار دائمی روابط اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی برای‏ جلوگیری از بروز موانع جزئی در سر راه بخشهای‏ مختلف صنعتی است.

3-ماشینی کردن تولید با تغییر و تبدیل و تحوّل‏ روشهای تولید.
کشورهای در حال توسعه

به لحاظ عینی ما دو نوع جامعه داریم:

1-جوامع توسعه یافته.

2-جوامع در حال توسعه.

به کشورهای رد حال توسعه کشورهای در حال‏ گذار هم می‏گویند.گذار به معنی تغییر و تحوّل‏ است.جامعه‏ای که در تب و تاب تغییرات است. گذار پایدارترین مفهوم برای توسعه است.

جوامع در حال گذار دو دسته‏اند: 1-جامعهء در حال توسعه:کشورهایی هستند که‏ به سمت صنعتی شدن در حال حرکتند.جامعهء در حال توسعه که بخشی از جوامع در حال گذار است باید بتواند نشان دهد که با قانون‏مندیهای‏ توسعه حرکتش به سمت توسعه است.

2-جوامع در حال اضمحلال:می‏توان با شاخص‏هایی،نشان داد که چنین جامعه‏ای با توجّه به‏ اینکه در حال گذار است تعادل قبلی خود را از دست‏ داده است ولی حرکتش به سمت تعادل جدیدی‏ نیست بلکه به سمت تشدید عدم تعادل و بحرانها حرکت می‏کند.

جوامع توسعه یافته،جوامعی هستند که در بطن‏ دوران جدید تاریخ زندگی می‏کنند.(عظیمی، 1376:ص 22).

قرار دادن کشورهای توسعه نیافته به صورت‏ یکسان در کنار هم دور از واقعیت است.درآمد پایین،نابرابری،جهل،بیکاری،حاشیه نشینی و غیره که از خصوصیات جوامع آمریکای لاتین‏ است ممکن است در دیگر ممالک‏ توسعه نیافته پیدا نشود و در صورت‏ وجود از وضعیت مشابه‏ای برخوردار نباشد. (DEKADT,1974:P171).

جیمز کالدر وود(JAMES CALDERWOOD) کشورهای در حال توسعه را به چهار دسته‏ تقسیم بندی می‏کند:

1-کشورهایی که کاملا در حال صنعتی شدن‏ هستند مانند سنگاپور؛

2-کشورهایی که تولید و صادرات نفت کالای‏ با ارزش آنها محسوب می‏شود مانند عربستان؛

3-کشورهایی که تولید کننده و صادر کنندهء محصولات اولیه‏ای جز نفت(در قالب مواد غذایی‏ و معدنی)می‏باشند مانند برزیل(قهوه)و شیلی(مس):

4-کشورهای فقیر که یا اصلا به منابع و محصولات دسترسی ندارند و یا در نهایت ضعف‏ به سر می‏برند(CALDERWOOD,1976 PP.12-15)
تکنولوژی و توسعه:دیدگاه‏ها و چارچوب نظری

در این بخش به بررسی آراء و نظریات‏ جامعه‏شناسان و صاحب نظران توسعه در زمینهء تکنولوژی می‏پردازیم.دیدگاه‏ها و نظریات ارائهء شده،بازگوی اهمیّت تکنولوژی،چگونگی انتقال‏ آن،عوامل مؤثر بر توسعهء تکنولوژی،پیامدهای‏ تکنولوژی،تکنولوژی کارا در کشورهای در حال‏ توسعه و غیره می‏باشد.این نظریات حکایت از بافت ویژهء کشورهای در حال توسعه دارد که سبب‏ می‏شود این کشورها به همان تکنولوژی کشورهای‏ صنعتی احتیاج نداشته باشند.
محمد عبد السلام

پروفسور عبد السلام فیزیکدان برجستهء مسلمان که در طول سالهای 1990 تلاشهای‏ پیگیری در راه پیشرفت علمی کشورهای در حال‏ توسعه به عمل آورد در یکی از آخرین تحلیل‏های‏ خود پنج عامل زیر را به عنوان دلائل عقب ماندگی‏ علم و تکنولوژی در این کشورها ذکر می‏کند:

1-فقدان تعهد و اعتقاد واقعی به علوم پایه و کاربردی؛

2-فقدان تعهد به خود اتّکایی در تکنولوژی؛

3-بی‏تفاوتی صاحبان تکنولوژی و حکومت‏های کشورهای پیشرفتهء صنعتی در زمینهء انتقال تکنولوژی مناسب به کشورهای در حال‏ توسعه؛

4-فقدان ثبات سیاسی در کشورهای در حال‏ توسعه؛

5-فقدان نظام مناسب مدیریت ساخت و سازمان علم.(عبدالسلام،1371:صص:81-82)

استفادهء صحیح وکار از تکنولوژی منتقل شده‏ یا اصلاح و محلی کردن آن گام بسیار مهمی است‏ که دستکم باید همزمان با انتقال تکنولوژی برداشته‏ شود،پروفسور عبدالسلام می‏نویسد:برای کارایی‏ دراز مدت،انتقال تکنولوژی همیشه باید همراه با انتقال علم باشد.علم امروزی تکنولوژی‏ فرداست.(عبد السلام،1368:ص 35)
هربرت مارکوزه:

مارکوزه منتقد شدید تکنولوژی نو بود.او معتقد بود که تکنولوژی در جامعهء امروزی به‏ توتالیتاریسم راه می‏برد.ماکوزه این فکر را رد می‏کند که تکنولوژی در جهان نو بی‏طرف‏ می‏باشد.مارکوزه تکنولوژی را وسیله‏ای برای‏ تسلط بر مردم می‏انگارد.این وسیله از آن جهت‏ مؤثر است که به ظاهر خنثی است ولی در واقع‏ مردم را به سمت بردگی سوق می‏دهد.در واقع‏ تکنولوژی ابزاری است برای سرکوب فردیت.

مارکوزه می‏گوید تکنولوژی نو آزادی بشر را تحت تأثیر قرار داده است.از این رو اعتقاد دارد که تکنولوژی به سمت جامعهء تک بعدی‏ (ONE-DIMENSIONAL)حرکت می‏کند و در جامعه‏ سرمایه‏داری نو دشمن انسان می‏گردد.

(RITAZER,1988:PP.131-132)
آگبرن ونیم کف

جامعه شناسانی چون آگبرن ونیم کف‏در خصوص تأثیر تکنولوژی بر دگرگونی خانواده‏ عقیده دارند که هشت دگرگونی عمده در مورد خانواده رخ داده است:

تأکید فزاینده بر احساسات عاشقانه؛ پایین آمدن سن ازدواج؛ کاهش نقش خانواده؛ افزایش تعداد زنان شاغل؛ تقلیل اقتدار والدین؛ تأکید بیشتر بر کودکان؛ افزایش موراد جدایی و طلاق(لاور،1373: ص 101).

آگبرن ونیم کف منشأ این تغییرات را در نوآوری فنی دنبال می‏کنند.برای نمونه،چگونه‏ می‏توان تضعیف پیوندهای خویشاوندی در خانواده‏ امروزی را توضیح داد:نخست اینکه مهاجرت‏ روستاییان به شهرها تأثیراتی به جا می‏گذارد که‏ موجب جدایی مکانی و نتیجتا جدایی اجتماعی و روانی می‏شود.امّا چنین مهاجرتهایی تنها به علّت‏ نوآوری در امور حمل و نقل نظیر ابداع راه آهن‏ امکان پذیر شد و احداث راه‏آهن با اختراع موتور بخار ممکن گردید.بدین ترتیب از طریق فرایند علیّت متوالی به موتوز بخار به عنوان عامل علّی در تضعیف پیوندهای خویشاوندی می‏رسیم.

آگبرن در خصوص تأثیر نوآوری در جامعه‏ می‏نویسد:

یکی از اولین تأثیرات نوآوری،تغییر در عادت‏ افراد است مانند استفاده از ماشین تایپ به جای قلم‏ و جوهر.هنگامی که تعداد بسیاری از افراد عادتشان تغییر پیدا کرد یک طبقهء اجتماعی را مانند طبقهء زنان ماشین نویس تشکیل می‏دهند.این امر به‏ نوبهء خود موجب تغییراتی در سازمانهای جامعه‏ می‏شود.همچنین نوآوری تأثیراتی بر نهادهای‏ اجتماعی مانند خانواده دارد و موجب استخدام‏ دختران،همسران و افراد در ادارات و کارخانه‏ها می‏شود.در حالی که چندین سال قبل این اعتقاد
وجود داشت(بعضا هوور هم وجود دارد)که جای‏ زنان در خانه‏داری است.

نوآوریهای تکنولوژیکی بر ثروت،قدرت، الگوهای فرهنگی،کار و روابط افراد اثر می‏گذارد. همچنین مهارتهای خاصی که قبلا وجود داشت با ورود تکنولوژی جدید از بین می‏رود.(واگو، 1372:ص 310).

باید اضافه نمود که تکنولوژی جدید الگوهای‏ فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار داده و موجبات‏ تغییر آنها را فراهم آورده است.برای مثال، تکنولوژی بر دستیابی به قدرت،بر الگوی روابط چهره به چهره،نحوهء اجتماعی شدن،اوقات فراغت‏ و دیگر حوزه‏ها تأثیر گذاشته است.
میسرا

دکتر میسرا قبل ار ارائهء راهبردهای نظری‏ در خصوص تکنولوژی و جایگاه آن در جوامع‏ در حال توسعه به سه دیدگاه اشاره می‏کند:

الف)دیدگاه اول متعلق به کسانی است که‏ می‏خواهند کشورهای در حال توسعه جنبهء تحقیقی‏ و توسعهء فنی را رها کنند و آخرین نوع تکنولوژی را از کشورهای توسعه یافته وارد سازند.اینان به‏ امتیازهایی اشاره می‏کنند که نتیجهء دیر وارد شدن در مسابقه برای توسعه است و می‏گویند برای به دست‏ آوردن این امتیازها باید تا آنجا که ممکن است‏ سرمایه‏گذاری کرد.

گروه دیگر،کسانی هستند که خواهان‏ تکنولوژی منطبق با مهارتهای انسان می‏باشند آنان‏ معتقدند که کشورهای در حال تتوسعه باید از گونه‏ای از تکنولوژی بهره جویند که با جمعیّت‏ غیر ماهر،بی‏سواد و فقر زده‏شان سازگار باشد یعنی‏ از گاری،شخم ابتدایی،تلمبه و غیره استفاده کنند. نزد این افراد کوچک زیبا و بزرگ زشت است. کسانی که از تکنولوژی متناسب با مهارتهای انسانها طرفداری می‏کنند خواهان زندگی ساده،زندگی‏ روستایی،کشاورزی،صنایع کوچک و غیره و تفکرات متعالی هستند.

گروه سوم خواهان آنند که کشورهای در حال‏ توسعه دانش پیشرفته و فنی را به دست آورند نه‏ پیشرفته‏ترین ماشینها را.این گروه معتقدند که‏ کشورهای در حال توسعه با استفاده از دانش یاد شده‏ قادر خواهند بود ماشینهایی متناسب با مهارت و نیازهای خود بسازند.این گروه می‏گویند بهبود و پیشرفت ماشینهای ساده مستلزم دانش پیشرفتهء علمی است.چرا این دانش نباید در رابطه با اموری‏ که مستقیما و سریعا برای مردم سود بخش است‏ به کار برده شود؟(میسرا،1366:ص 18).

میسرا در جمع بندی اظهارات این سه گروه‏ می‏نویسد به نظر می‏آید هیچ یک از سه گروه‏ یاد شده منطق واقعیت‏ها و نیازهای فوری‏ جامعه‏های در حال توسعه را در نیافته‏اند. کشورهای کمتر توسعه یافته برای بقای خود به‏ عنوان دولتهای ملّی باید نوترین دانش فنی را که‏ برای بهره‏برداری از منابع نهایی آنها ضروری است‏ به کار گیرند امّا برای فراهم کردن امکان فعّالیت و مشارکت اکثریّت مردمی که فقیر و بی‏سوادند در فرایند زندگی،ضروری است تکنولوژی‏های‏ وارداتی را نیز بهسازی کرد و ارتقا بخشید.

(همان،ص 19) بعضی منتقدان تکنولوژی جدید،گفتهء مائو را نقل می‏کنند.او می‏گید درست است که برای راه‏ رفتن به دوپا نیاز است ولی تا چه هنگام می‏باید به‏ پیاده‏روی ادامه دهیم حال آنکه دیگران رانندگی و پرواز می‏کنند.اجازه دهید کشورهای در حال‏ توسعه را برای همیشه محکوم به پیاده رفتن نکنیم. اجازه دهید این کشورها شروع به دویدن و سپس‏ رانندگی کنند و در نهایت دست به پرواز زنند و از دستاوردهای بشری برخوردار شوند.و این امر در صورت تکیهء بیش از اندازه بر تکنولوژی‏های‏ سنّتی تحقق نخواهد یافت.

در خصوص نوع تکنولوژی در کشورهای‏ در حال توسعه میسرا معتقد است مشکل ما انتخاب‏ تکنولوژی جدید یا سنّتی نیست بلکه باید ببینیم‏ کدام تکنولوژی،برای چه مقصود و در چه‏ وضعیتی،مشکل گشاست.اگر هدف اشتغال کامل‏ است باید از تکنولوژی کاربر استفاده کرد امّا نباید آن را بت کنیم و بگوییم تنها تکنولوژی کابر برای‏ کشورهای در حال توسعه مناسب است.زمانی که‏ می‏خواهیم ماهوارهء هواشناسی بسازیم ناچار از به کارگیری تکنولوژی سرمایه بر هستیم.ما نباید این تکنولوژی را به دلیل ظرفیت اشتغال محدود آن‏ کنار بگذاریم.
حسین عظیمی

دکتر حسین عظیمی،استاد دانشگاه و صاحب نظر مسائل اقتصاد و توسعهء اقتصادی‏ در خصوص معنی و مفهوم تکنولوژی می‏نویسد:

از جمله مباحث مهم در فرایند توسعه نگاه‏ جامعه به تکنولوژی است.عده‏ای معمولا تکنولوژی را در مفهوم بسیار ساده در حد ماشین آلات خلاصه می‏کنند و از تکنولوژی‏ پیچیده این را می‏فهمند که ماشین آلات پیچیده‏تر به کار گرفته شود در حال یکه واقعا اگر از درون یک‏ فرهنگ صنعتی به این مقوله بنگریم چنین نیست. تکنولوژی مجموعه‏ای از عواملی است که یک جزء آنها را ابزار تشکیل می‏دهد و روش به کار گرفتن آن‏ ابزار در درون این تکنولوژی مستلزم وجود سازماندهی وسیعتری است.(عظیمی،1371: ص 367).

دکتر عظیمی در ارتباط با صنعت و نقش آن در توسعهء اقتصادی معتقد است که سرمایه‏گذاری باید برای چند سال به صنایعی معطوف باشد که در جهت تولید مواد اولیه،مواد واسطه‏ای و در حدود امکان ماشین آلات و ابزار برای صنایع موجود کشور فعّالیت می‏کنند تا به این وسیله حلقه‏های‏ ارتباطی ایجاد بشود.بتدریج این حلقه‏های‏ ارتباطی را باید گسترده‏تر کرده و به همراه آن برای‏ ایجاد فرهنگ صنعتی تلاش وسیعی به عمل آورد. به عبارت دیگر مشکل فعلی این نیست که باید بر صنایع سنگین در مقایسه با سایر صنایع تأکید کرد یا تأکید معکوس داشت.مسئله این است که چگونه‏ باید حلقه‏های ارتباطی ایجاد کرد،چه صنایعی را چگونه بومی کرد و چگونه فرهنگ صنعتی را بر تفکّر و عمل حاکم ساخت.(همان.ص 378).
گرهارد لنسکی

لنسکی تکنولوژی را یکی از معیارهای‏ توسعه یافتگی در جوامع انسانی می‏داند.او در معرفی جوامع انسانی از شاخص تکنولوژی استفاده‏ می‏کند و بر پایهء میزان رشد تکنولوژی به‏ طبقه‏بندی جوامع می‏پردازد،بر این اساس،لنسکی‏ جوامع را به ده طبقه تقسیم بندی نموده است‏ (LENSKI,1970:PP.79-80): جوامع مبتنی بر شکار و جمع آوری.

جوامع بستاکار(HORTICULTURAL)ساده.

جوامع بستاکار پیشرفته.

جوامع مبتنی بر کشاورزی ساده.

جوامع مبتنی بر کشاورزی پیشرفته.

جوامع مبتنی بر معیشت از طریق دریا.

جوامع مبتنی بر ماهیگیری.

جوامع رمه گردانی ساده.

جوامع رمه گردانی پیشرفته.

جوامع صنعتی.
پل بروک

پل بروک به راه‏هایی اشاره دارد که باعث از میان‏ رفتن مانع ناشی از پیچیدگی تکنولوژی جدید می‏شود او از لحاظ نظری این راه‏ها را به دو دسته‏ تقسیم می‏کند:

1-چشم پوشی از تکنیکهای جدیدی که در آخرین ثلث قرن بیستم پدید آمده‏اند و گام نهادن در راه رشد صنعتی و کشاورزی نخست با استفاده از تکنولوژی ساده‏ای که از تکنولوژی سنّتی و قدیمی‏ چندان دور نباشد و سپس آرام پیش رفتن.به عبارت‏ دیگر،طی کردن همان راه و همان مراحلی که‏ کشورهای غربی در رشد اقتصادی خود پیموده‏اند و چشم پوشیدن از میان‏برها برای بالا بردن سطح‏ تکنولوژی و افزودن کاردانی نیروی انسانی.

2-تسریع هرچه بیشتر در بالا بردن کاردانی‏ نیروی انسانی و بهبود بخشیدن وضع جمعیّت‏ کشور از لحاظ فنی و دانشگاهی تا بتوانند در مدتی‏ هرچه کوتاه‏تر بطور کامل و واقعی تکنولوژی‏ جدید را دریابند و در راه نوسازی شتاب آهنگ‏ دستگاه اقتصادی گام گذارند.(بروک،1368: صص 303-304).

بروک دو راه حل فوق را به نقد می‏کشد و می‏نویسد:هر یک از این دو راه دارای معایب بسیار و زیان‏آوری است.اگر نخستین راه به کار بسته شود احتمال می‏رود که با تحوّل آرام و تدریجی‏ تکنولوژی قدیمی به تکنولوژی تکامل یافته و جدیدتر نتوان موجبات رشد سریع اقتصاد کشور را فراهم آورد.امّا در راه دوم هم هزینهء پلی که باید برای پیوستن تکنولوژی کهن به تکنولوژی نو ساخته شود با توجّه به امکانات و منابع مالی
کشورهای جهان سوم بسیار زیاد است و مشکلاتی‏ هم به دنبال دارد مثل دشواری اجتناب ناپذیر از لحاظ عرضهء نیروی انسانی.(همان،ص 304).

به نظر بروک باید راه میانه را برگزید؛راهی که‏ منافع هر دو راه پیشین را داشته باشد و معایب آنها را نیز به حداقل برساند.مطلوبترین راه حل،همیشه‏ راه میانه است.به عبارت دیگر،به نظر وی باید هر اندازه که امکان داشته باشد کمک کرد تا سطح‏ آموزش و پرورش به سرعت بالا رود.

از این گذشته او می‏گوید همیشه مفیدترین و پربازده‏ترین راه‏حل چه از لحاظ اقتصادی و چه از نظر امکانات نیروی انسانی،به کار بردن‏ پیشرفته ترین تکنیکها نیست.بنابراین تکنولوژی‏ را باید با توجّه به آثاری که از به کار بستن آن در سراسر کشور پدید می‏آید برگزیند.همچنین‏ هنگام برگزیدن تکنولوژی ضروری است که به‏ امکانات کنونی و آیندهء مملکت از حیث نیروی‏ انسانی متخصص توجّه شود.
شوماخر

دیدگاه شوماخر در زمینهء تکنولوژی و چگونگی اثرات آن در توسعه،بر اساس دیدگاه‏ گاندی است.گاندی عقیده داشت فقیران جهان را تولید انبوه و توده‏وار کمک نمی‏کند بلکه تولید بوسیلهء توده‏ها به آنها یاری می‏دهد.(شوماخر، 1372:ص 120).

در همین راستا شوماخر عقیده دارد که نظام‏ تولید بویلهء توده‏ها همهء منابع بی‏بها را که در تملّک‏ آدمیان است یعنی مغزهای روشن و دست‏های‏ ماهر آنها را بسیج می‏کند و آنها را به ابزاری درجه‏ اول مجهّز می‏کند.

تکنولوژی تولید توده‏وار به مقتضای ذات خود خشن،مضر برای محیط زیست و مایهء ابتذال و بیهودگی فرد انسان است.امّا تکنولوژی تولید به وسیلهء توده‏ها ضمن استفاده از بهترین دانش و تجربهء نوین صنعتی به سمت عدم تمرکز میل‏ می‏کند،با قوانین بوم شناسی سازگاری دارد و منابع‏ کمیاب طبیعت را بسیار آرام مصرف می‏کند و به‏ جای آنکه آدمی را به حد خدمتگزار ماشین تنزل‏ دهد ماشین را به منظور خدمت به او ایجاد می‏کند.

شوماخر این نوع تکنولوژی را تکنولوژی‏ متوسط نامیده است زیرا بسیار فراتر از تکنولوژی‏ بدوی اعصار گذشته است و در عین حال بسیار ساده‏تر،ارزان‏تر و آزادتر از ابر تکنولوژی‏ کشورهای ثروتمند است.البته می‏توان آن را تکنولوژی خود یار دموکراتیک یا تکنولوژی مردم‏ هم نامید.(شوماخر،1372:ص 12)

شوماخر بر تکنولوژی کوچک نیز تأکید دارد.او ضمن معرفی این نوع تکنولوژی‏ عقیده دارد که کشورهای در حال توسعه‏ نباید به دنبلا تکنولوژیهای عظیم بروند.

(WEBSTER,1991:PP.185-188) شوماخر می‏گوید تردید ندارم که می‏توان به‏ تحوّل تکنولوژی جهت تازه‏ای داد جهتی که‏ تکنولوژی را به سوی نیازهای حقیقی‏آدمی به قدر مطلق واقعی انسان بازگرداند.انسان کوچک است و بنابراین کوچک زیباست.به دنبال غولگرایی رفتن‏ چیزی جز هموار ساختن راه انهدام خویش نیست.
انتقال تکنولوژی و چگونگی آن

انتقال تکنولوژی به معنای انتقال دانش و فنّی‏ است که در داخل کشور موجود نیست و امکان‏ تدارک که آن نیز در داخل میّسر نمی‏باشد.دکتر عباسپور در تشریح انتقال تکنولوژی می‏گوید با توجّه به تعریف اجزای تشکیل دهندهء تکنولوژی، انتقال تکنولوژی را می‏توان سلسله عملیّاتی‏ دانست که نتیجهء آن انتقال برخی از اجزا یا کل‏ اجزای تشکیل دهندهء تکنولوژی از سوی صاحب‏ تکنولوژی به دریافت کنندهء تکنولوژی بر اساس‏ قراردادی است که منعقد می‏گردد.انتقال‏ تکنولوژی زمانی مفهوم پیدا می‏کند که جامعه به‏ دانش فنی مربوط نیازمند باشد و به عبارت دیگر محاسبات اقتصادی و صنعتی نیاز به انتقال آن را تأیید نماید.(عباسپور،1366:301)

برای انتقال تکنولوژی تعریف‏های مختلفی‏ ارائه شده است که به نظر می‏رسد تعریف زیر جامع‏تر از همه باشد:انتقال تکنولوژی عبارت‏ است از انتقال دانشی که ظرفیّت فنی یک کشور را بهبود بخشد.برای دانش فنی معمولا تعریف‏ گسترده و جامع در نظر گرفته می‏شود به نحوی که‏ دانش مربوط به سازماندهی فرایندهای تولید و بازاریابی برای تولیدات را نیز دربرمی‏گیرد(همتی،

1369:ص 75).ار این رو می‏توان گفت انتقال‏ تکنولوژی بخشی از یک فرایند یادگیری است.

مراحل یادگیری تکنولوژی را از یک نظر می‏توان به سه مرحله تقسیم کرد:

اول،وجود امکان و توانایی برای کشورهای‏ در حال توسعه جهت گزینش تکنولوژی مناسب‏ بطور مستقل؛

دوم،سازگار ساختن و وفق دادن تکنولوژی‏ به دست آمده با شرایط محلی و نیازهای کشور وارد کنندهء تکنولوژی؛

در مرحلهء سوم،کشورهای در حال توسعه این‏ توانایی را دارند که خود تکنولوژی‏های مستقل و جدیدی را به وجود آورند و توسعه بخشند.(همان، ص 75).

از سوی دیگر می‏توان برای انتقال تکنولوژی‏ پنج مرحله قائل شد که عبارت است از:

مرحلهء شناخت،مرحلهء انتخاب،مرحلهء مذاکره،مرحلهء چگونگی انتقال،و مرحلهء توسعهء تکنولوژی.

دکتر عباسپور در کتاب تکنولوژی و جهان‏ امروز روشهای انتقال تکنولوژی را به شرح زیر بیان‏ می‏کند:

1-جلب سرمایه‏گذاری خارجی.در این روش‏ تلاش می‏شود تسهیلات لازم برای جلب‏ سرمایه‏گذاری‏های خارجی فراهم شود چرا که‏ سرمایه‏گذاریهای خارجی در یک کشور تکنیکهای‏ مربوط را نیز به همراه خواهد آورد.

2-عقد قراردادهای مشروط.در این روش‏ کشور دارندهء تکنولوژی در قرار داد فروش یا انجام‏ کار متعهّد می‏شود دریافت کننده تحت نظارت و هدایت‏ و راهنمایی‏های خویش به شرکت‏ها و پیمانکاران‏ محلی کشور دریافت کنندهء تکنولوژی واگذار نماید. کرهء جنوبی از این روش استفادهء زیادی در ارتقاء سطح‏ تکنولوژی خویش نموده است.

3-جلب سرمایه‏گذاری و عقد قرارداد مشروط این روش تلفیقی از دو روش گذشته است.

4-خرید امتیاز.

5-استفاده از ارتباط خاص بین دولتها.

6-مشارکت برای سرمایه گذاری در کشورهای‏ صاحب تکنولوژی. 7-جاسوسی صنعتی.در این روش با استفاده از عناصر فنی و کارشناسان مورد اعتماد یک کشور تلاش می‏شود اطلاعات علمی و فنی موجود در کشور دیگر جمع‏آوری و در اختیار کارشناسان، صنعت گران و محققین کشور متبوع قرار داده شود (عباسپور،1366:صص 311-308).

بطور کلی می‏توان،حالات مختلف انتقال‏ تکنولوژی را در سه مقولهء اساسی طبقه بندی نمود: حق امتیاز یا لیسانس،مقاطعه کاری جزء،تأمین، تجهیز و مواد اولیه.

دکتر محمد توکل در زمینهء انتقال تکنولوژی‏ می‏نویسد:از دو سه دههء پیش تا کنون خیلی‏ها فکر کردند و بعضی‏ها هنوز هم فکر می‏کنند که با وارد کردن یا انتقال تکنولوژی به جهان سوم تولید فزونی‏ می‏یابد و وضع در این کشورها بهتر می‏شود؛چون‏ دیده بودند با این تکنولوژی،غرب چنین تجربه‏ای‏ داشته است.تاریخ و واقعیات این مدت نشان داده‏ است که این خوش بینی یک خوش بینی ساده لوحانه‏ بیش نبوده است.چه هم ورود علم و تکنولوژی به‏ کشورهای جهان سوم آسان انگاشته شده و هم‏ تأثیرگذاری فوری و سنگین آن بر توسعه مسلّم‏ فرض شده است.چنان که اشاره شد این ناشی از یک‏ قیاس سطحی است-قیاس نقشی که علم و تکنولوژی در کشورهای پیشرفته دارد با نقش آن در کشورهای توسعه نیافته-غافل از اینکه علم و تکنولوژی در کشورهای پیشرفته در پاسخ به یک نیاز اجتماعی-اقتصادی و با استفاده از امکانات موجود آنها رشد کرده و پاسخگوی آن نیازها شده است.در نتیجه علم و تکنولوژی در آنجا یک سرمایه،یک‏ ذخیره و یک منبع است.برعکس،در کشورهای‏ توسعه نیافته که علم و تکنولوژی در برابر یک نیاز اقتصادی-اجتماعی به وجود نیامده و شکل نگرفته و امکانات داخلی هم مولّد نبوده است انتظار مشکل گشایی از آن نیست.حضوری هم که دارد برای جوابگویی به مسائل و نیازها نیست و در نتیجه‏ به عکس وجودش در کشورهای توسعه یافته،در اینجا یک مصرف است.(توکل،1375:ص 16)
تکنولوژی مناسب و توسعه

تکنولوژی مناسب برای هر کشور آن‏ تکنولوژی است که منابع مورد استفادهء آن بیشتر با

شرایط موجود و دسترس بودن منابع در کشور تطابق داشته باشد و نیز فرآوده‏های تولیدی آن‏ بیشتر با امکانات محدود درآمدی مردم کشور تطبیق کند.

از همین رو،تکنولوژی مناسب کشورهای‏ در حال توسعه باید بیشتر کاربر باشد،نیاز کمتری‏ به تخصص داشته باشد،تولید آن محدود باشد،با شرایط بازار وفق دهد،از مواد اولیهء موجود در آن‏ کشور بیشتر استفاده کند و کالاهای ساده‏تری با توجّه به محدودیت درآمدی مردم تولید کند.

تکنولوژی مناسب یعنی تکنولوژی که منابع‏ موجود در کشورهای در حال توسعه را بطور کارا مورد استفاده قرار دهد و به اهداف خاص توسعهء اقتصادی-اجتماعی در این کشورها کمک نماید.

می‏توان از پیشرفته‏ترین تکنیک‏ها هم در عقب مانده‏ترین مناطق دنیا استفاده کرد امّا نکتهء مهم‏ این است که چنین تکنیک بسیار پیشرفته‏ای در مناطقی که فاقد تمام تسهیلات اقتصادی لازم است‏ کارایی نازلی خواهد داشت.

در هنگام انتخاب تکنولوژی باید به نکات زیر توجّه کرد:

1-در جوامعی که مشکل سرمایه وجود دارد یا تعداد بیکاران رقم بالایی را تشکیل می‏دهد ضروری است از تکنولوژی کاربر استفاده کرد.

2-در هنگام انتخاب باید وجود نیروی انسانی‏ آموزش دیده یا آشنا به تکنولوژی مورد نظر بررسی‏ شود یا امکان برنامه‏ریزی برای آموزش نیروی‏ انسانی لازم وجود داشته باشد.

3-تکنولوژی مناسب باید بیشترین ارزش‏ افزوده را برای منابع اولیهء داخلی حاصل نماید.

4-تکنولوژی‏ای مناسب‏تر خواهد بود که از نظر صنایع ما قبل و ما بعد خود بیشترین ارتباط را با صنایع داخلی و سنّتی داشته باشد.

5-تکنولوژی‏ای مناسب تر است که زمینه‏های‏ علمی و تحقیقاتی لازم در جامعه در مورد آن‏ تکنولوژی موجود باشد.(عباسپور،1366:ص‏ 315)

بر اساس نظریهء آمارتیا سن (A.K.SEN)با فرض توزیع درآمد یکسال،به کارگیری تکنولوژی‏ سرمایه‏بر در کوتاه مدت موجب منفعت بیشتر می‏شود ولی از آنجا که تکنولوژی سرمایه بر نیازمند تقاضای فزاینده است و در ازای دستمزد و هزینهء کمتر تولید بیشتر را به دنبال دارد در بلند مدت به علت کاهش مصرف،رشد حاصل را متوقف و خنثی خواهد نمود.برعکس، به کارگیری تکنولوژی کاربر،با توزیع بیشتر دستمزد نسبت به تکنولوژی سرمایه‏بر،درآمد را بالا می‏برد و در بلند مدت از طریق مصرف و پس انداز و کنترل تولید،رشدی مناسب را به دنبال‏ خواهد داشت.

در این باره مایکل توارو می‏نویسد:با توجّه به‏ اینکه کشورهای جهان سوم دارای عرضهء فراوان‏ نیروی کار و عرضهء بسیار کم سرمایه چه مالی و چه‏ مادّی هستند طبیعتا انتظار می‏رود که روشهای‏ تولید این کشورها بطور نسبی کاربر باشد،ولی‏ در واقع تکنولوژی‏های تولید چه در کشاورزی و چه در صنعت اغلب مکانیزه و سرمایه‏بر است. تراکتورها و کمباین‏های بزرگ زمینهای کشاورزی‏ آسیا،آفریقا و آمریکای لاتین را شخم می‏زنند و این‏ در حالی است که روستاییان خود بیکار و نظاره گرند.کارخانه‏های جدید،امروزی ترین و پیچیده‏ترین تجهیزات و ماشین آلات خودکار را در صنایع شهری به کار می‏گیرند در حالی که کارگران‏ بیکار پشت دروازه‏های کارخانه اجتماع می‏کنند (تودارو،1367:ص 366).

از آنجا که تکنولوژی غرب مبتنی بر سرمایهء کلان و کار کم است تکنولوژی مناسبی برای‏ کشورهای توسعه نیافته نیست زیرا:

نخست،در این کشورها سرمایه به شدّت‏ کمیاب است.

دوم،نیروی کار غیر ماهر فراوان است.

سوم،نیروی کار ماهر و مدیریت لازم خیلی‏ نادر است.

بنابراین تکنولوژی ایده آل این کشورها نه‏ می‏تواند از نوع یک قرن پیش آن و نه از نوع پیشرفتهء غربی باشد،بلکه باید تکنولوژی مدرن غرب با اوضاع‏ اجتماعی جوامع در حال توسعه حاصل شده باشد(نراقی،1370:ص 97).

تکنولوژی انتخابی باید زمینهء اجتماعی‏ متناسب باشد.به قول پل باران باید به چند پرسش‏ اساسی و تعیین کننده توجّه نمود:
 

چه نوع تکنولوژی؟

برای برآوردن چه اهدافی؟

بر اساس تصمیم و انتخاب چه کسانی؟

و برای استفاده و کاربرد توسط چه کسانی؟

(باران،1358:ص 145).
سخن پایانی

از مجموع مطالب ارائه شده چنین استنباط می‏شود که توسعهء اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی‏ جامعهء متأثر از عوامل مختلفی است.

یکی از شاخصهای توسعه،تکنولوژی و میزان رشد آن در جامعه است.از این رو کشورهای‏ در گذار به توسعه می‏بایستی خودشان را در این‏ بخش غنی سازند.ولی هر تکنولوژی نمی‏تواند کارساز باشد.چه بسا کشورهایی که به دنبال‏ تکنولوژی بوده‏اند ولی نه تنها به پیشرفتهای قابل‏ ملاحظه‏ای دست نیافته‏اند بلکه به بسیاری از مسائل اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جامعه‏شان‏ هم دامن زده‏اند.اینگونه تکنولوژی پیامدهای منفی‏ بی‏شماری به دنبال داشته است.تکنولوژی باید با تفکر علمی جامعه،تحقیقات علمی و صنعتی، نیروی انسانی،حجم سرمایه،منابع ملی،ارزشها و فرهنگ جامعه،دانش علمی،مدیریت صنعتی، مشارکت مردمی،آموزش عالی و فنی و حرفه‏ای و نهایتا نظام سیاست گذاری و برنامه‏ریزی جامعه‏ خصوصا در بخش علوم و تکولوژی همراه و همگام باشد.

باید به رشد علم و تکنولوژی بیشتر از اقتباس و انتقال تکنولوژی بها داد.باید علم و تکنولوژی در جامعه ریشه بدواند و از این رو باید آموزش علمی و فنی را از مدارس ابتدایی و حتی زودتر آغاز کرد تا در کودک روح علم و علمی نگری جای گیرد چرا که علوم و فنون وارداتی نمی‏توانند مسائل مبرم‏ کشورهای در حال توسعه را بطور ریشه‏ای حل‏ کنند.

همچنین باید به منظور ارتقاء سطح تکنولوژی‏ جامعه،مراکزی تحت عنوان تحقیق و توسعه در مؤسسات تولیدی و خدماتی،دانشگاه‏ها و مؤسسات آموزش عالی و مراکز آزمایشگاهی‏ ایجاد گردد.

باید ساخت و بافت تولیدی،اقتصادی و اجتماعی را متحوّل و نیز جایگاه و وضعیت‏ تکنولوژی را در رابطه با تولید عوض کرد،از این رو برنامه‏ریزی توسعهء اقتصادی-اجتماعی و برنامه‏ریزی پیشرفت علمی تکنولوژیکی ضرورت‏ پیدا می‏کند.

علم و تکنولوژی باید خدمتگزار انسانها باشند نه ارباب آنها اگر تکنولوژی جدای از علم و دانش‏ علمی مطمح نظر باشد پیامدهای سوئی خواهد داشت.هرچند تکنولوژی مسائل و مشکلاتی‏ برای انسانهای جامعه به همراه آورده است ولی با اتخاذ سیاست اصولی و منطقی در انتخاب،اقتباس‏ یا انتقال تکنولوژی می‏توان از مسائل ناشی از آن‏ کاست و جامعه را به سمت توسعهء اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هدایت نمود.
منابع

( THE THIRD WORLD.NEW YORK AVIGIT,E.(1982).ECOLOGY OF DEVELOPMENT IN)

(BENO,E.(1971)TECHNOLOGY TODAY.LONDON.)

( HANDBOOK.LONDON:EUROMONITOR. BURY,E.(1989).THIRD WORLD ECONOMIC)

( HILL.INC. DUCTION TO SOCIOLOGY.SINGAPORE:MC GRAW COHEN,J.B AND T.L.ORBUCH.(1990).INTRO-)

( DEVELOPMENT .CASS. COOPER,C.(1973).SCIENCE,TECHOLOGY AND)

( WORLD.NEW YORK:MC GRAW HILL. CALDERWOOD,J.D.(1976).THE DEVELOPING )

( MENT.NEW YORK. DEKADT,E.(1974).SOCIOLOGY DEVELOP-)

( MORROW.NEW YORK:MC GRAW HILL. HARRISON,P.(1988).THE THIRD WORLD TO-)

( CIETIES.NEW YORK:MC GRAW HILL. LENSKI,G.AND J.LENSKI.(1970)HUMAN SO-)

( ICAL THEORY.NEW YORK:MC GRAW HILL. RITZER,G.(1988).CONTEMPORARY SOCIOLOG-)

( DEVELOPED.NEW DELHI:NORTHERN BOOK CENTRE. SHARMA,A.K.(1989).DEVELOPING THE UNDER-)

(INC. AND PROBLEMS.BOSTON:ALLYN AND BANCON, VERIFIED,L.(1977),TECHOLOGY:PROMISES)

( OF DEVELOPMENT.LONDON:MACMILLAN. WEBSTER,A.(1991).INTRODUCTION TO SOCILOGY)

باران،پل و داب.موریس.(1358).اقتصاد سیاسی‏ توسعه.ترحمهء فرخ قبادی،تهران:پژواک.

بروک.پل.(1368).جهان سوم در بن بست.ترجمهء
 

امیر حسین جانبگلو،تهران:خوارزمی.

تافلر،آلوین.(1368).موج سوّم.ترجمهء شهین دخت‏ خوارزمی.تهران:نشر نو.

تقی زاده،محمود.(1369).برنامه‏ریزی اقتصادی- اجتماعی.تهران:نشر گستره.

تودارو،مایکل.(1367).توسعهء اقتصادی در جهان سوم- جلد اوّل.ترجمهء دکتر غلامعلی فرجادی،تهران:سازمان‏ برنامه بودجه.

توکل،محمد،(1375)،«مدیریّت انتقال تکنولوژی با تکیه‏ بر وضعیت ایران»،رهیافت شماره 13.

جولی، ریچارد و دیگران.(1368).اشتغال در جهان‏ سوم،ترجمهء احمد خزائی،تهران:سازمان برنامه و بودجه.

رزاقی،ابراهیم.(1370).الگویی برای توسعهء اقتصای‏ در ایران.تهران:نشر توسعه.

روشه،گی.(1370).تغییرات اجتماعی.ترجمهء منصور وثوقی،تهران:نشر نی.

شهیدی،محمد تقی.(1370).انتقال تکنولوژی و صنعتی کردن کشورهای در حال توسعه.تهران:دانشگاه‏ تهران.

شورماخر.ای.اف.(1372).کوچک زیباست.ترجمهء علی رامین،تهران:سروش.

شیخی،محمّد تقی.(1369).جامعهء شناسی جهان‏ سوم.تهران:اشراقی.

عباسپور،مجید.(1366).تکنولوژی جهان امروز. تهران:صدرا.

عبدالسلام،محمد.(1371).«بحران علم و تکنولوژی».

ترجمهء بهرام حکیم زاده،دفتر دانش.سال اول.شماره اول.

عبدالسلام،محمد.(1368).انتقال علم و تکنولوژی. تهران:انجمن فیزیک ایران.

عظیمی،حسین.(1371).مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران.تهران:نشر نی.

عظیمی،حسین.(1376).جامعه شناسی توسعه(جزوه‏ درسی).تهران:دانشگاه آزاد اسلامی-واحد علوم و تحقیقات.

عظیمی،حسین.(1368).«توسعهء اقتصادی و سیاست‏ اقتصادی کشاورزی».اطلاعات سیاسی-اقتصادی. شمارهء 31.

فرجاد،محمّد حسین.(1368).مقدمه‏ای بر جامعه‏شناسی و سیر تحوّل و تکامل جامعه.تهران:نشر آرام.

قره باغیان،مرتضی.(1371).اقتصاد رشد و توسعه-جلد دوم.تهران:نشر نی.

لاور .اچ.رابرت.(1373).دیدگاههایی دربارهء تغییرات‏ اجتماعی.ترجمهء دکتر کاووس سید امامی،تهران:مرکز نشر دانشگاهی.

محسنی،منوچهر.(1372).مبانی جامعه شناسی علم. تهران:کتابخانهء طهوری.

محینی،رضا علی.(1370).تکنولوژی مناسب.تهران: انتشارات روزنامه اطلاعات.

محسنی،رضا علی.(1371).جامعه شناسی توسعه‏ (جزوهء درسی).آزاد شهر:دانشگاه آزاد اسلامی آزاد نوشهر.

میسرا،ر،پـ.(1366)«برداشتی نو از مسائل توسعه».

گزیدهء مسائل اقتصادی-اجتماعی.تهران:سازمان برنامه و بودجه،شماره 46.

نراقی،یوسف.(1370).توسعه و کشورهای‏ توسعه نیافته.تهران:شرکت سهامی انتشار.

واگو،استفان.(1372).تغییرات اجتماعی.ترجمه احمد رضا غروی زاد.تهران:مرکز نشر دانشگاهی.

همتی،عبد الناصر.(1369).مشکلات اقتصادی جهان‏ سوم.تهران:سروش.

- 8726 بازدید
ارزیابی این مطلب
(3 رای‌ها)
منتشرشده در موضوع امور اجتماعی
- کد خبر: 287

با ما در تماس باشید

اخبار پربازدید

رخدادهای مهم

خبرنامه سایت

captcha 

حالت های رنگی