موانع و راهکارهای تحقق و توسعه مفهوم عدالت اجتماعی

  • جمعه, 06 تیر 1393
  • درج شده توسط  مدیر سایت

دکتر اصغر مهاجری

 * با توجه به اهمیت موضوع عدالت اجتماعی در تنظیم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، بفرمایید مفهوم عدالت اجتماعی چه گستره ای از تعاریف و شاخص ها را در برمی گیرد؟

** عدالت اجتماعی جزو مفاهیم ارزشی، کیفی، پیچیده و دارای تفاسیر متنوعی است. به عبارت دیگر این مفهوم به پهنای اطلس اجتماعی جهان و تمام خرده فرهنگهای دنیا تعریف دارد. اما بر اساس میانگین تعاریف و تفاسیر می توان به برخی از شاخص های آن اشاره کرد. عدالت اجتماعی را باید در گروی توسعه اجتماعی دید، از این جهت مهمترین هدف عدالت اجتماعی، موقعیت و مکان اجتماعی است نه افراد. اگر شاخص های آن در موقعیت اجتماعی خودش تعریف شود، عالی ترین و توسعه یافته ترین عدالت را در جامعه محقق می کند. شاخص دیگر توجه به ساختارها و مناسبتهای اجتماعی است.

در حالی که، فرد در عدالت اقتصادی محور است در عدالت اجتماعی هدف جمع است. از این منظر می توان به ارتباطات قشرهای اجتماعی با یکدیگر، ارتباطات قومی و ارتباطات فرهنگها و خرده فرهنگ ها اشاره کرد. نکته بعد، توجه ویژه به پویایی عدالت اجتماعی بر مبنای سرمایه اجتماعی است. اگر عدالت اجتماعی موجب پویایی، سرزندگی و ارزش افزوده در سرمایه اجتماعی نشود، توسعه آن امکان پذیر نیست. این موارد می تواند تحلیل جامعه شناسی، درباره مفهوم عدالت اجتماعی را شفاف تر کند.

در این باره توجه به مناسبات، ساختارها، موقعیت و سرمایه اجتماعی مد نظر است اگر عدالت اجتماعی بر این اساس رخ دهد، زاینده است و به محض تحقق آن، مسیر برای تحقق عدالت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باز می شود. بنابراین عدالت اجتماعی چشمه جوشانی است که تمامی اطلس اجتماعی جهان را پویا، زاینده و خلاق می کند تا نظام مندی در سایر حوزه ها محقق شود. برقراری عدالت اجتماعی موجب زایندگی باورهای روشن اجتماعی می شود که در آن افراد، در ارتباطات خود احساس شعف، مطلوبیت، آرمانگرایی، امیدواری و حرکت کرده و می توانند خوب و خلاقانه، کار کنند. این امر موجب زایش دانش، اقتصاد و سیاست نیز می شود.

* با توجه به ضرورتهایی که درباره شاخص های تحقق و توسعه عدالت اجتماعی مطرح کردید، موانع پیش رو در این خصوص چیست؟

** از امام علی (ع) پرسیدند که عدالت بهتر است یا بخشش؟ ایشان فرمود: از این دو، عدالت بهتر است. زیرا موجب نظام مند شدن کارها می شود، ولی بخشش کارها را از نظام مندی خود خارج می کند. نخستین مانع تحقق عدالت اجتماعی این است که باورهای جامعه شفاف و نظام مند نمی شود. تغییر باورها از عشق ایثاری به عشق عدالت محور باید رخ دهد. باید دریچه نگاه افراد جامعه نسبت به موضوعات مختلف و پیرامونی خود همچون نگاه همسران به یکدیگر، فرزندان به والدین و یا بالعکس، کارمندان به هم، دولت به ملت و ملت به دولت تغییر کرده و به عشق عدالت محور معطوف شود.

این یعنی برابری در موقعیتها و فرصتها، که حقوق شهروندی و روابط انسانی امروز مبتنی بر همین اصل است. نخستین راهکار برای برداشتن این مانع، تغییر یک باور جمعی است. باوری که نتیجه جامعه سنتی و نظام ارباب رعیتی است. نظامی که در آن عده ای ایثار کنند و عده دیگر بهره برداری. این نکته را یادآور شوم، ممکن است این در فضای عالی تری برای افراد خاصی اتفاق بیفتد که مربوط به حوزه دانش نیست و به مسائل معرفتی و بینش عرفانی معطوف است. دومین عامل که موجب برداشتن موانع فراروی تحقق عدالت اجتماعی می شود این است که باید همگان دریابند؛ پیشرفت، تعالی و رسیدن به هدف هر فردی فقط از جاده دیگران می گذرد و به همین دلیل اگر عدالتی برقرار شود که دیگران هم به همین اندازه از فرصتهای اجتماعی برخوردار شوند، سودش به فردی که معتقد به این باور است، می رسد. اگر من باوری داشته باشم که بسترهای رشد دیگری فراهم شود، سود آن به من هم می رسد.

متأسفانه این نگاه در ایران وجود ندارد، زیرا در کشور ما گرایش ها و باورها برای رسیدن به هدف و موفقیت، فردمحورانه است. در رانندگی و رانتهای اداری و غیره، این موضوع کاملا مشهود است. هر فرد تلاش دارد که فقط خودش با مسیرهایی که باز می کند به هدف برسد، در صورتی که زیرچتر عدالت اجتماعی، هر فرد باور می کند که از طریق دیگران باید به هدف خود برسد و این جز با توزیع فرصت های برابر برای دیگران شدنی نیست. سومین عامل این است که بینش جامعه شناختی، نه در سایه پرتوی دانشگاهی، بلکه در سایه بصیرتی که گاه مقام معظم رهبری درباره خواص مطرح می کنند، جایگزین بینش های دیگر شود.

به عبارتی باور هر فرد این باشد که علتهایی، معلول هایی را بوجود می آورند و جنس این دو، یکسان است. اگر مسائل اجتماعی رخ می دهد حتماً دلایل اجتماعی به ایجاد این معلول منجر شده اند. بنابراین نباید در وادی سراب به دنبال دلایل بود. باید در عرصه های واقعی و از جنس خود معلول به دنبال رفع آن مسائل رفت. به عنوان نمونه، آسیبهای خانوادگی در سایه علتهایی از جنس خانواده به این اتفاقات منجر شده اند و راهکارهای رفع آن نیز در این مسیر باید جستجو شود. اگر بسترهای مناسب توزیع فرصت ها در خانواده رخ دهد، این مشکلات به وجود نخواهد آمد. در مجموع این سه مورد می تواند در گشایش و یا مسدود کردن بسترها و شاه راه های تحقق عدالت اجتماعی در جامعه مؤثر باشد.البته عدالت اجتماعی کمتر باید مه آلود شده و یا دچار شعارزدگی شود، زیرا در چنین شرایطی، تحقق آن بسیار دشوار می شود. در عدالت اقتصادی با آمار و ارقام می توان فضا را شفاف کرد، اما عدالت اجتماعی نباید دچار آسیب جدی شعار زدگی شود.

* چه عاملی موجب رخ دادن چنین انحرافی در عدالت اجتماعی می شود؟

** زمانی که حوزه سیاست به روش حزبی و جناحی خود و یا آمال و آرزوهای فردی در قالب گرایش های سیاسی، از خزانه سرمایه ملی برداشت کند، آن هنگام سرمایه اجتماعی و آرام آرام مناسبات و ساختارهای اجتماعی و در نهایت عدالت اجتماعی دچار مه آلودگی و شعارزدگی خواهد شد. بصیرتی که از تاکیدات مقام معظم رهبری است، اینجا اهمیت می یابد، زیرا جامعه ای که به بینش و بصیرت اجتماعی نرسیده باشد، در چاله ها و چاه های انحرافهای این حوزه گرفتار می شود.

* با توجه به ضرورت تغییرو اصلاح نگرش گروه های مرجع، رهبران فکری، فرهنگی و نخبگان جامعه، چه الزاماتی می تواند در تحقق و توسعه عدالت اجتماعی موثر باشد و اصولا چه عواملی موجب خروج از انزوا و مشارکت آنان در این مسائل می شود؟

** این مشارکت همگانی نیز از دغدغه های مقام معظم رهبری در این حوزه هست. در صورتی می توان نگرشهای صاحب نفوذان فکری و فرهنگی جامعه را تغییر داد که این حوزه را به اهلش سپرد، یعنی تریبونهای فکری و فرهنگی در اختیار افراد لایق باشد. دخالت غیرشایسته ها در این حوزه مطمئنا به آن آسیب رسانده و تقدس آن را زیر سؤال می برد. بسیاری از کسانی که در پشت تریبونهای فکری و فرهنگی قرار میگیرند، از فرهنگ هیچ نمی دانند، اما به دلیل قدرتی که با پشت تریبون قرار گرفتن، دارند ممکن است فرصتهای بیشتری برای هدایت فکری جامعه داشته باشند.

سپردن این حوزه به شایسته ها و دلسوزان بسیار مهم است. یافته های پژوهشی نشان داده که اگر مهندسی فکری و فرهنگی به معنای توسعه یافتگی رخ دهد، باید این اتفاق بیفتد. این حوزه باید به سیستم های خبره، آگاه بخش و پژوهش مدار مجهز شود و برای حفظ پویایی بطور دائم مورد پژوهش و کاوش قرار گیرد، روان بودن این حوزه یعنی سیال بودن جامعه.

این اتفاق باید در حوزه خرد و کلان جامعه بوجود آید. متاسفانه تشتت تعارض گونه این حوزه بسیار زیاد است و یک سیستم نظام مندی که بتواند آن را مدیریت کند، وجود ندارد. برای نمونه نظام آموزشی به یک نوع رهبران فکری را تقویت می کند، نظام رسانه ای کشور به شکلی دیگر، نظام رسانه های دیداری و شنیداری هم به سبک خودش، منبری ها هم به نوع دیگر، یک همدلی و همسویی برای تعالی و توسعه جامعه و کشور از سوی این دسته از نخبگان فکری و فرهنگی جامعه وجود ندارد، گاهی هم که منافع جناحی و گروهی آنها به مسائل سیاسی آلوده می شود که اوضاع را بدتر می کند. این نبود وحدت و نگاه جزیره ای به این مقوله، تعارضات اساسی را بوجود آورده است. البته منظور از وحدت یک نوع اندیشیدن نیست، بلکه وحدت در عین تکثر آراء مد نظر است. وحدت به مفهوم پویا کردن و نظام مند کردن اهداف و برنامه ها ضرورت دارد که نیست. متاسفانه تعارضات در این عرصه کاملا مشهود است.

* قطعا یکی از اهداف تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت رفع این تعارضات در نگاه نخبگان و رهبران فکری و فرهنگی جامعه و تقویت و توسعه همدلی آنهاست؟

** همینطور است. قطعا جلوه های عالی این وحدت باید درتدوین این الگو نمایان باشد.

- 4103 بازدید
ارزیابی این مطلب
(1 رای)
منتشرشده در موضوع سایر دیدگاه ها
- کد خبر: 399

با ما در تماس باشید

اخبار پربازدید

رخدادهای مهم

خبرنامه سایت

captcha 

حالت های رنگی